سیاه
سفید
زرد
سرخ
من به هیچ قیدی
بند نیستم
به هیچ ملیتی ، پابند
دردهای پدر
قلک سفیدم را می شکند
رنجهای مادر
بغضهای سیاهم را
تفنگم از گلوله های سرخ تهی است
حضور کلاغهای هنوز
در مزرعه های همیشه
نگران نیستم
چرخه ی زندگی
همچنان
همه را له می کند...
|+|
نوشته شده توسط نیما فرقه در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:52
